حسرت نگاه
سپيده سرزد و شب رفت و قرص ماه شکست
سکوت خلوت شب را دم پگاه شکست
بيا که در شب هجر تو اى شه خوبان
دلى که بود چو کوهى، زغم چو کاه شکست
به جست وجوى تو بودم به هر کجا رفتم
که پاى صبر و شکيبم ز رنج راه شکست
نيامدى که ببينى چگونه آينه ها
به انتظار تو در حسرت نگاه شکست
کنون که کاسه صبرم ز غم شده لبريز
بيا که پشت مرا سيل اشک و آه شکست
کجايى اى گل نرگس که بى حضور رخت
تمام رونق باغ گل و گياه شکست
ز هجر يار مکن شکوه و گلايه ( بسيط )
که گاه موسم پيروزى است و گاه شکست
"مصطفى طايى شميرانى (بسيط)"
ضمن خوشامد گویی به بازدید کنندگان عزیز ، هدف از ایجاد این وبلاگ آشنایی شعر دوستان از اشعار گوناگون می باشد. خواهشمندیم بعد از مطالعه نظرات خود را بیان نمایید .