در عذابم من هنوز
یا رب چه عتابی است ؟!
مسکینم و رنجورم
تنهایم و بیمارم
پر دردم و پر سوزم
می سوزم و می سازم
با این دل غمناکم
با دیده ی پر اشکم
می سوزم و می سازم
من سنگ صبورم
همراز دل خویشم
همدرد غم خویشم
جز نیست دل خویشم
کس همنفسم نیست
کس دادرسم نیست
دل رنجورم را مرهمی نبود
خسته ام ، آشفته ام ، ویرانه ام
خسته ی آشفته ی تنهاییم
یارای مرا نیست جز احدیت
بیماری دل جز او نتوان کرد علاج
ذکر تو ای ازلی !
ای ابدی
همه ی ، روز و شبم
زمزمه ی ورد زبانم هستی
بی تو من هیچم و پوچم
من عاشق دیوانه ی تو بوده و هستم
عاشق نام تو
بوده و هستم
جز ذکر تو
تسکین دل بی کس من نیست
هر جا که روم ذکر تو گویم
جز یاد تو در دل
جایگه یاد کسی نیست
جز یاد تو تسکین غم و درد دلم نیست
من عاشق دلتنگم
با یاد تو آرامم
معبود مرا دریاب
آرام مرا دریاب
سراینده : بابک رشدی
ضمن خوشامد گویی به بازدید کنندگان عزیز ، هدف از ایجاد این وبلاگ آشنایی شعر دوستان از اشعار گوناگون می باشد. خواهشمندیم بعد از مطالعه نظرات خود را بیان نمایید .